خلاصه فصل چهارم از کتاب جامعه شناسی نظری
Normal
0
false
false
false
EN-US
X-NONE
AR-SA
بنابر تقابل معرفت شناختی مناطق معرفتی، دو دسته اصول دیده می شود:
1) اصول بنیادیِ رشته ای که شالودۀ فرامکتبی هر رشته ای را تشکیل می دهد و به قلمرو تعریف آن رشته از واقعیت بازمی گردد. اصول بنیادی شامل خصایص و مفاهیمی است که ضمن اشاره به خصایص مشترک درون رشته ای، هر خصیصۀ نامشترکی را آشکار و مردود می کند.
2) مفروضات مسلم یا اصول موضوعه که مکتبی هستند و شالوده های مکتبی نظریه پردازان را به وجود می آورند. این اصول از نظر کالینز اصول فلسفی و از نظر مرتن ایدئولوژیک هستند. اصول موضوعه شامل تعاریف مکتبی متخصصین هر رشته ای است که نشان دهندۀ سلایق، گرایشات و جهان بینی های آنان است.
مثلث فرضی تبیین نظام اجتماعی اشاره به این واقعیت دارد که فرایند جامعه از خردتریت سطح تا کلان ترین سطح آن، به ناگزیر از همکاری تعدادی افراد که به گونه ای مشترک کنش می کنند، تشکیل شده است و به هر اصطلاحی اعم از گروه، سازمان یا نهاد که خوانده شود، بر سه پایۀ بنیادی قرار دارد:
1) نیازهای مشترک که پایۀ تشکیل گروه، سازمان یا نهاد است.
2) راههای مشترک که انتخاب راههایی مشترک برای رفع نیازهای مشترک است.
3)اهداف مشترک که بر اساس آنها سوگیری مشترکی برای افراد تنظیم می شود.
وجوه اشتراک در هریک از این سه پایه بین دو یا چند گروه، حاکی از فرهنگ واحد یا مجموعۀ اجماع شده و منظمی است که مبنای توافق و قواعد اجتماعی را پی ریخته است. پس فرهنگ یا قواعد اجماع و همبستگی گر چه بر هر کدام از پایه ها مسلط است، ولی خود برآمده و حاصل آنهاست.
هر گروه اجتماعی به این دلیل به وجود می آید که نیازهای مشترکی را پاسخگو باشد. هر گروه اجتماعی علی رغم اختلاف نظر در اینکه گروه نتیجۀ قرارداد اجتماعی باشد یا فشار اجتماعی، به ناگزیر راههای مشترکی را به سوی اهداف مشترک برمی گزیند. دلیل انتخاب این راههای مشترک تسلط فرهنگی با شاخصهای وحدت زا است.
شکل تبلور یافتۀ راههای مشترک به صورت ساخت اجتماعی و شکل تبلور یافتۀ اهداف مشترک به شکل کارکرد اجتماعی بروز می کند.
در شیوۀ تحلیل عناصر، فرض مسلم آن است که در بررسی و توصیف هر گروه، نهاد یا سازمان، نظریه یا واقعیت باید نخست عناصر تشکیل دهندۀ موضوع مورد مطالعه شناخته شده و سپس از میان آنها، عناصر مهم را متمایز کرده و روابط میان عناصر مهم را توصیف، تحلیل و تبیین نمود.
مهمترین واقعیت فرامکتبی در تشکیل هر گروه، واقعیت اجتماعی یا هر نوعی از سیستم نظری یا اجتماعی عبارت است از راهها و اهداف مشترکی که مبنای هر گونه تشکل و ساختی را پدید می آورند.
شیوۀ تحلیل عناصر گویای این واقعیت است که ساخت هر نظریه یا نظام اجتماعی، چیزی فراتر از راهها و اهداف مشترک نیست. ساختار هر کنشی در نظریه های کنش از همین قاعده پیروی می کند. ساخت اجتماعی، صورت یا فرم اگر چه در قالبی شکل گونه از روابطی است که اساس فرم یا صورت را پدید آورده است، اما محتوای درونی آن تنها با تحلیل عنصری و دیالکتیکی از هم بازشناخته می شود.
ساخت به معنای تحلیلی از کارکرد جداست و از نظر عناصر تحلیلیِ راهها و اهداف مشترک متمایز شناخته می شود. اما در واقعیت اجتماعی، ساخت مجموعه ای منظم از راهها و اهداف مشترک گروهی یا صورت محتواییِ زندگی اجتماعی است که به ناگزیر همراه کنندۀ برخی کارکردها نیز می باشد.
اصل اول جامعه شناختی: گروه اجتماعی به نسبت راهها و اهداف مشترک
تفاوت میان جوامع تنها در تفاوت درجه ای از فشار اجتماعی است که هنجارها بر رفتار وارد می کنند. بر این اساس مرتن نتیجه می گیرد که بی سامانی در ساخت اجتماعی زمانی ظهور می کند که هماهنگی میان اهداف و راهها از بین برود و اگر این هماهنگی حاصل شود، جامعه بهنجار و سالم خواهد بود. به نظر مرتن هر چه هماهنگی بین راهها و اهداف مشترک بیشتر باشد، ثبات در ساخت اجتماعی هم بیشتر خواهد بود. اگر ثبات در هر گروه یا نهادی از بین برود، بی سامانی به وجود می آید و رشد می کند. از نظر مرتن، اهداف فرهنگی و راههای نهادی صورتهای مختلف سازگاری و هماهنگی اجتماعی را در جامعه به وجود می آورند.
مدل تحلیل و تبیین اجتماعیِ ویر از همین قاعده پیروی می کند. بر اساس مدل وبر ساخت دو سنخ جامعۀ عقلانی-حقوقی و سنتی را می توان بر اساس راهها و اهداف مشترک از هم تفکیک نموده و اختلال در راهها و اهداف در دو نوع دیگر گونه های کنش ارزشی یا عاطفی مشاهده می شود که هیچ گونه سنخ ایده آل یا آرمانی از یک جامعۀ سالم نمی سازند.
هرگاه راهها و اهداف هر دو عقلانی-حقوقی یا هر دو سنتی باشند، در تعیین نوع جامعه دچار مشکلی نخواهیم شد. ولی اگر اهداف، عقلانی و راهها ارزشی باشند، شاهد کنشهایی هستیم که پیرو سنخ غالب و مسلطی در جامعه نمی باشند. بنابراین هم فراخوانی راهها و اهداف مشترک در یک کنش اجتماعی می تواند ظهور یک نظام اقتداری را در پی داشته باشد، یعنی راهها و اهداف، هر دو عقلانی باشند یا هر دو سنتی.
Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA